شميم يار |
کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است
|
|
درباره وبلاگ
![]() پروانه گفت ... من گل های زیادی را دیده ام ... من گل لاله را می شناسم و با او نشسته ام، گل نسترن را دیده ام و پسندیده ام، با شقایق دوست بوده ام و هستم، اما !!!، هیچ کدامشان برای من « گل نرگس » نمیشود، من عاشق و دیوانه گل نرگسم، این را دیگر همه می دانند!، همه عالم میدانند، گل نرگس من صاحب همه گل های عالم است. او مقتدای همه پروانه های عاشق است.همه برای او پر پر میشوند. اصلاً می دانی؟ ... او دلیل پروانگی من است و تمام آرزو و خواستن من ... ای کاش ... کاش ... کاش که او زودتر بیاید، چرا که همه می دانند عمر پروانه چه کوتاه، چه اندک و ...، چه ناچیز است!. منوي اصلي
آرشيو مطالب
توجه
کپي برداري از روي مطالب اين وبلاگ با <ذکر منبع >بلامانع است سايت هاي خبري
جستجو
|
بايد سلام كرد...
سلام،آمدم،مرابپذیر... در سرزمین گلبرگ های پرپرشده ی شقایق ،همراه با سبزه ها، همنوا با ناله ی نسیم وجاری اشک شبنم،رو به قبله ی لاله ها ،باید سلام کرد . باید سلام کرد بر انانی که در اخرین فراز زیارت نامه ی خود به سبز ترین سیرت و سرخ ترین صورت تاریخ نایل شدند. باید سلام کرد ، بر زمزمه ی جاری رودها ورمل های روان به خون اغشته، با پای برهنه، که این وادی طور شهیدان است. "فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی." و اذن دخول گرفت از شاهدان سرزمینی که امدن و رفتنشان به سان یک رویا بود ،رویایی کوتاه و شیرین، در یلدای بشریت گمشده در تپه ی جهل و جورو جیره. و باید سلام کرد به اخرین سلام انان،سلامی که تا پاسخ را نشنیدند ، یک گام به جلو نگذاشتند."اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی." باید سلام کرد به اخرین خداحافظی انان، خداحافظی با عالم خاک در پشت خاکریز هایی که مرز میان دنیا و اخرت بود.خداحافظی ای که امر به معروف و نهی از منکر را در عینیت جامعه جاری ساخت."اشهد انکم قد امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر." باید سلام کرد بر انان که لبا س های خاکی رنگشان ،لباس احرام در "میقات""موقعیت ها" بود. باید سلام کرد به اشک های جاری مناجات، بر گونه های خاکی و خونین ، که خط فردای جوانان این سرزمین را با زیبا ترین مرکب عشق ، بر زیبا ترین تابلو و تصویر هستی به تماشا می گذارد. باید سلام کرد بر دستهای بریده شده ، بر انگشتهای جدا شده از دست؛ انگشتهایی که راه هدایت را هنوز نشانه اند؛بر انگشتر های بی انگشتی که نام"کشتی نجات این امت" بر نگین انان حک شده است. باید سلام کرد بر پوتین های بی پا،به پاهایی که بند پوتین انان تا مقصد اسمان گشوده شد؛ به رد پای سبز انان در هروله ی جستجوی اب از سراب که جاده ی "طریق وسطی" را از"یمین و شمال مضله" برای همیشه نمایان ساخت. باید سلام کرد بر سرهای سرخ بی کلاه؛ به کلاههای سبز بی سری که تا ابد اشیانه ی ارام یا کریم ها شد؛ سر هایی که هر کس هوای "هم سری" با انان را دارد، هرگز کلاه دنیا پرستی بر سرشان نخواهدرفت.. باید سلام کرد برسینه های سوخته در سنگر ها، به سینه های سترگ سنگر هایی که هزارن رمز و راز ومناجات پرستو های مهاجر را برای نسل های اینده در خود به امانت دارند. باید سلام کرد بر پیشانی های که بوسه گاه گلوله شد؛ بر پیشانی بند های سبز سرخ که نماز را اقامه کرد و هر سنگ کوچک این سرزمین را مهر و هر قطعه ی ایران را به سجاده ی نماز بدل کرد."اشهد انکم قد اقمتم الصلاه." باید سلام کرد بر قطار های فشنگی که تسبیح شد؛ تسبیحی که با رها کردن هر دانه ی ان نوای" انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم" زیارت عاشورا را بر لبان هر بزرگ و کوچک جاری کرد. باید سلام کرد بر کوله پشتی های پر از پرواز، که مرز میان اسمان و زمین و دنیا و اخرت را با پرهای سوخته طی کرد و روح پرواز و شهادت طلبی را ارزوی هر جوان ساخت. باید سلام کرد بر پلاک پیکر های قطعه قطعه شده که شماره و شناسنامه ی یک شهاب شد و هر کوچه و خیابان شهرمان را تا ابد ستاره باران کرد. باید سلام کرد بر لبهای سیراب از عطش عشق ،بر قمقمه های بی ابی که هر بهار ، هزاران تشنه را سیراب خود می کند. باید سلام کرد بر چفیه، بیرق همیشه جاودان جبهه های خمینی. و باید سلام کرد بر چفیه ای که همواره بر دوش علمدار نهضت خمینی است... شايد قسمت بشه ، من هم راهي بشم .... حلال كنين .... التماس دعا
|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در شنبه نوزدهم اسفند 1385 | موضوع: او حاضر است، من غايبم
او حاضر است، من غايبم * * * * * اگر شيعيان ما كه خداى آنان را طاعتشان توفيق دهد ـ با دلهايى يكپارچه بر عهد خويش وفادار بودند به يمن لقاى ما نائل مى شدند و سعادت ديدار ما به آنها روى مى آورد، ديدارى كه با شناخت حقيقى و درست ايشان نسبت به ما، همراه بود. بحارالانوار، ج 51 * * * * * و اما نحوه بهره گيرى از من در دوران غيبتم، همچون بهره گيرى از خورشيدى است كه ابرها آن را از ديدگان پنهان داشته باشند. الاحتجاج، ج 2، ص 602 * * * * * در سه روايت،از امام زمان عليه السلام به شمس و خورشيد در پس پرده ابر تعبير شده است. مرحوم علامه مجلسي حديث را در بحار الانوار مي آورد ودر هشت لطيفه عالي از ان استفاده مي کند.
گفتم که روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است
* * * * * * * * * * * * و انى لامان لاهل الارض كما ان النجوم امان لاهل السماء غيبة الطوسى، ص 292 و 293 من امان اهل زمين هستم همانطور كه ستارگان امان اهل آسمانند. (و بى يدفع الله البلاء عن اهلى و شيعتى) اكمال الدين، بحارالانوار، ج 52، ص 30 و پروردگار به سبب من بلا را از خاندان و شيعيانم دور مى گرداند. انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكر كم و لولا ذلك، لنزل بكم اللاوا و اصطلمكم الاعداء غيبة الطوسى، ص 292 ما در رسيدگى به شما كوتاهى نكنيم و ياد شما را از خاطر نبريم، و اگر چنين بود سختى شديد بر شما وارد مى شد و دشمنان شما را ريشه كن مى ساختند. ....
اي كاش نه همون اندازه بلكه حتي كمتر از اون مقداري كه امام زمانمون عج به فكر ما هستند، ما هم بفكرشون مي بوديم اي كاش وقتي مي فهميديم اگه الان اقامون توي زندان غيبت بسر مي برن ، به خاطر كوتاهي ما هست ؛ يه تجديد نظري در رفتار و اخلاق و كردارمون مي كرديم اي كاش وقتي مي فهميديم اگه حضور و زندگي اي هست ، اگه زمين و زماني هست همه از تفيله ي حضور ايشونه ، ديگه .............نمي كرديم و كمي بخودمون مي اومديم وبا اعمالمون دلشون رو نمي شكستيم و براي ظهورش دعا مي كرديم ...... اللهم عجل لوليك الفرج
|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در دوشنبه هفتم اسفند 1385 | موضوع: |
|
|