تبليغاتX
شميم يار
کسی که بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است

أللَّهُمَّ کُن لِوَليِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَيهِ وَعَلي آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِيَّاً وَ حَافِظَاًً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَليلاً وَ عَيناً حَتّي تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيهَا طَويلاً


دوباره سلام 

با سلام

اول از همه دوستان و خواننده های عزیز عذر خواهی می کنم

بخاطر فاصله ی زیادی که در اپلود شمیم یار بوجود اومد .

از نظرات سبز و ارزشمند شما ممنونم وشرمنده که نتونستم پاسخگو باشم.

من و چند تا از دوستام تو این مدت شدیدا سرگرم تشکیل یک سایت با نام سبز سرخ بودیم

که از شما دعوت می کنم حتما حتما به سایتمون سر بزنید و ما رو از نظراتتون بی بهره نگذارید

امیدوارم دوستانی که مایل به همکاری هستند حتما امادگی خودشون رو اعلام کنن

 

www.sabzesorkh.ir

 

التماس دعا

یا علی مدد

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 | موضوع:
حق آمدنی و فراگیر شدنی است . 

 

بسم الله النور

          

 

 

و دوباره تکرار شد                                                              

دوباره قلب مهدی فاطمه به درد آمد و

 دوباره قلب زمین ایستاد و فرشتگان درعرش گریستند ........

 

ای خدا  تو شاهدی بر همه این حوادث ، به این اعمال زشت وننگین دشمنان اسلام

 

 اگه بگم می دونم الان چقدر دل امام زمانم خونه دروغ گفتم .

کی می دونه؟! کی می تونه این ادعا رو بکنه ؟!

ای خدا چرا ظهور آقامون رو نمی رسونی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اون کسایی که همچین عمل ننگینی رو طرح ریزی و اجرا کردند باید اینو بدونن که با این اعمال نه تنها نمی تونن بین مسلمونا تفرقه بندازن ، بلکه نور امید ظهور اقامون مهدی صاحب الزمان (عج) رو در دلمون روشن تر می کنن ، این چیزی یه که به ما وعده داده شده و این وعده ها همه حقیقی و راستینه ،

 

رسول خدا (ص) فرموده :

حضرت قائم ما(عج) وقتی ظهور می کند که مردم گرفتار اختلاف ها و سرگردانی شدید شده باشند . وفرمود : ظهور وقتی  است که مردم از همه جا وهمه کس ناامید شده باشند ، فتنه ها همه را گرفته باشد ، سختی ها وبلاها بسیار شود و اهل حق بسیار رنج کشند و بلا بینند و غربال شوند.

امیر المومنین (ع) : حضرت مهدی (عج) وقتی ظهور می کنند که مردم درغفلت بسر برند و حق مرده و باطل و ستم حاکم باشد.

و .......

 

و کلی حدیث دیگه که وعده روزی رو بهمون داده که از میون ابرهای پلیدی و دشمنی ، نور ظهور مردی الهی ، زمین رو پر می کنه و داد همه مظلومای عالم رو می گیره و ظلم و ستم رو ریشکن می کنه

 

انشاءالله

 

* * * * * * * * * * * * * * *

 

جمعي از روحانيون‌اهل سنت ،هتك حرمت به حرمين عسگريين رامحكوم كردند :

 

" مفتي‌اهل سنت لارستان فارس وامام جمعه اوز، همچنين مفتي اعظم فارس و امام جمعه خنج و مدير مجتمع حوزه عليميه خنج با محكوم كردن هتك حرمت به ساحت حرمين شريفين عسكريين، هدف دشمنان اسلام را ايجاد تفرقه و خدشه دار شدن وحدت مسلمانان در عراق ذكر كردند.

 

شيخ عبدالعزيز قاضي زاده‌مفتي اهل سنت لارستان وامام جمعه اوزدر اطلاعيه‌اي اعلام كرد:همه مسلمانان شيعه و سني از اين فاجعه ناگوار و ضداسلامي و هتك حرمت كه منجر به تخريب مناره‌هاي حرمين شريفين عسگريين شده است، ناراحت و نگران هستند.

وي افزود: دشمنان اسلام روز چهارشنبه دراقدامي جنايتكارانه و ضداسلامي مناره‌هاي مرقد امامين عسگريين را در شهر سامرا تخريب كردند.

حاج شيخ عبدالرزاق ابونجمي مفتي اعظم فارس،حاج شيخ عبدالله شريعتي امام جمعه اهل سنت خنج و سيد حسن صديقي مدير مجتمع حوزه علميه شهرستان خنج در بيانيه‌اي مشترك، هتك حرمت به مقدسات مسلمانان در عراق و كشتار بيرحمانه مسلمانان توسط اشغالگران را محكوم كردند.

دربخشي از اين بيانيه آمده است : امروز امت اسلامي امتي واحده‌است و تجاوز به حقوق مسلمانان و كشتار بيرحمانه در هر مذهب، دسته و در هر مكان و زمان كه باشد ضربه به پيكر اسلام ناب محمدي است و قلوب همه مسلمين را جريحه دار مي كند.

اين بيانيه مي‌افزايد:اعمال ننگين اشغالگران در فاجعه اسفناك روز چهارشنبه نه تنها مسلمانان اهل تشيع را در غم و سوگ و ماتم فرو برد بلكه همه مسلمانان اهل تسنن نيز از اين حادثه دلخراش متاثر و متاسف هستند.

در اين بيانيه همچنين عنوان شده است : به همه مسلمانان اهل تشيع و تسنن اعلام مي داريم كه اهداف اصلي دشمن نابودي دين، شريعت و حكومت اسلامي و جايگزين كردن فرهنگ ضدديني و ضد مذهبي و ماديگرايي است تادر سايه آن بيشتر و بهتر بتوانند به چپاول و غارت منابع غني مسلمانان بپردازند. "

 

خبرگزاری جمهوری اسلامی

  

 

اللهم عجل لولیک الفرج

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 | موضوع:
کجای کاریم؟! 

 

از فرموده های حضرت محمد مصطفی (ص):

 

خداوند متعال به موسی بن عمران وحی فرستاد و فرمود :

 

ای موسی من شش چیز را در شش محل قرار دادم ، ولی مردم آنها را در شش محل دیگر جستجو می کنند و لذا هیچگاه به انها نخواهند رسید:

 

  1. آسایش را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنیا جستجو می کنند .
  2. علم را در گرسنگی قرار دادم و مردم آن را در سیری دنبال می کنند .
  3. عزت را در شب بیداری قرار دادم و مردم آن را در خانه قدرتمندان جستجو می کنند .
  4. بلندی مقام را در تواضع قرار دادم ومردم آن را در تکبر می جویند .
  5. اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم و مردم آن را در داد و فریاد دنبال می کنند .
  6. بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در زیادی متاع و کالا ها دنبال می کنند .

                 

 

به نظر شما ما تا چه حد راهمون روگم کردیم؟! اصلا حدی می شه براش تایین کرد ؟! وچی شد به اینجایی رسیدیم ، که جا و مقام خودمون رو در نظام آفرینش الهی گم کردیم؟!!!

 

خدایا ! همه ما رو به راه راست هدایت کن

 

آمین

 

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 | موضوع:
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به همه دوستدارانش تسلیت می گویم ... 

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و در را بروی پیمبر باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می آمد که بگوید : پدرت بفدایت دخترم !.

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و در را بروی پیامبر باز کرده بود که هر غروب می امد که بگوید: "شادی دلم "، "پاره تنم" .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوارودر را بروی پیامبر باز کرده بود که می خواست برود سفر و آمده بود زیر گلوی او را ببوسد .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوارو در را بروی پیامبر باز کرده بود که پی "کسای یمانی " می گشت تا ارامش یابد .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و در را بروی علی باز کرده بود . بروی علی که بی تاب می گفت " بوی برادرم محمد (ص) می اید "

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار، یعنی در را بروی جبرئیل خودش باز کرده بود ؟

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و تنها گلیم زیر پایش را هم بخشیده بود .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبد یادگاری را کف دستهایش دراز کرده بود سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه می کرد .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و پارچه ای کشیده بود روی سرش چون حتی چادرش را بخشیده بود .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و در را بروی چشمان خیس علی باز کرده بود ، بروی مردی که جانش و برادرش را از دست داده بود .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوارو شنیده بود که هعمسایه ها بلند طوری که او بشنود می گویند : علی ! او را ببر جایی دور از شهر ، گریه هایش شب نمی گذارد بخوابیم .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و به بلال که ساکت و محزون پشت در ایستاده بود ، گفت : دوباره اذان بگو ، " من دلتنگم ".

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار و در را بروی علی باز کرده بود تا برای سالهای طولانی خانه نشین باشد .

 

ایستاده بود پشت همین در ، تکیه داده بود به همین دیوار، درست در بر همین دیوار که ................

 

                        

 

ای کاش من هم یکی از کبوتران بقیع بودم ،

کبوتر هایی که هر روز آزادانه زائر قبر بهترین های عالم بودند

« التماس دعا »

 

اللهم عجل لولیک الفرج به حق مظلومیت خانم فاطمه زهرا (س)

 

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در چهارشنبه نهم خرداد 1386 | موضوع:
خدانگهدار 

 

به نام خدایی که همیشه دوستش دارم

 

 

 

 

 

من با چرخیدن خیلی اشنا هستم . همه عمر چرخیده ام . دور ادمها ! اشیاء! دور هر کس و ناکس !دور خودم ! دور خودم ! ولی با این یکی اشنا نیستم . دور تو هیچ نگشته ام . اینطور ناگهانی و بی مقدمه ، چطور هم قدم فرشتگان عرشت دورت بگردم ؟ چطور در همین چند لحظه مهلت ، این روح دور دور را بیاورم نزدیک و بگذارمش در مدار ؟

حالا گیرم که نزدیک شدم ، نزدیک دست های مهربان تو ، با این قابلیت لعنتی چه کنم ؟ این کاسه ی کوچ و حقیر قابلیت من ، اندازه ی چند قطره ی باران بیشتر جا ندارد . چه فرقی می کند  زیر ابشار ایستاده باشم یا در مسیر جویباری باریک ؟ با این ظرف تنگ و حقیر ، هر جا بروم اسمان همین رنگ است . سهم من از بارشهای عظیم ، از ابشارهای بزرگ فقط حسرت خواهد بود ، این چه توقعی است که از من داری ؟

با این کوری چندین ساله ! چطور قرار است نه پا پیش بگذاریم و نه پس ؟ چطور در مداری منظم دور تو بچرخم ؟

کجایند دست های تو ؟ این قابلیت ، این ظرفیت حقیر انگشتانه ای را از من بگیر ، مرا به وسعت میهمان کن .

کجاست کسی که کوری را در مدار بچر خاند ؟

کجاست پسر رکن ومقام؟

کجاست پسر صفا و مروه ؟

.....

کجاست مرد بزرگ ؟ شاید دستهایش را برایمان کاسه کند و ظرفی بسازد تا زیر باران بگیریم؟؟؟...

 

* * * * *

بله ! پست قبلی مقدمه ای بود برای امروز که بگم بلاخره بعد از کلی انتظار دعوت نامه ی منم بدستم رسید و قراره هفته ی دیگه مثل امروز برم مهمونی خدا ....  انشاءالله

برام دعا کنین توفیق پیدا کنم و تو این مهمونی حاضر بشم  نه با حضور جسمی ، نه با ذهنی پر از گناه ، نه با ...

برام دعا کنین تا با دست پر برگردم با وسعتی از یافته های خوب و...

 برام دعا کنین ...

  حلالم کنین

 

 

مثل همیشه دعای اخر رو یادمون نره :اللهم عجل لولیک الفرج

 

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 | موضوع:
خدایا مرا در اغوش بگیر 

 

به نام الله

 

فکر کن از دیوار ها خسته شده باشی ، از این که مدام سرت می خورد به محدوده های تنگ خودت، به دیواره هایی که گاهی خشتهایش را خودت اورده ای .

 

فکر کن دلت هوای آزادی کرده باشد ، نه ان ازادی که فقط مجسمه ای است و بدرد سخنرانی و شعار و بیانیه می خورد . یک جور ازادی بی حد و حصر که بتوانی دستهایت را باز کنی ، سرت را بگیری بالای بالا ؛ پاهایت ، بی وزن روی سیالی قرار بگیرند نه زمین سخت و غیر قابل گذر . رهای رها .

 

نه اصلا به یک چیز دیگر فکر کن . فکر کن دلت از تمام رنگها گرفته ، از ریا ها ، تظاهر ها ، چهره های پشت نقابها و رنگها . دلت بی رنگی می خواهد ، فضایی شفاف یا بی رنگ ،

فکر کن یک حال غیر منطقی به تو دست داده باشد که هر استدلالی حوصله ات را سر ببرد و دلت بخواهد مثل بچه ها پایت را بزمین بزنی که من (این) را می خواهم . و منظورت از (این ) همان خدایی باشد که همین نزدیکی است و یکدفعه میانه ات با خدای دور استدلالیون بهم بخورد . فکر کن یک جورهایی حوصله ات از تمام این حرفها و استدلالها سر رفته باشد و دلت بخواهد لمسش کنی ، مثل بچه هایی که دوست دارند برق توی سیم را تجربه کنند .

 

دلت هوای خدایی را کرده باشد که می شود سر گذاشت روی شانه اش و غربت سالها هبوط را گریست. خدایی که بشود چنگ زد به لباسش و التماسش کرد ، خدایی که بغل باز می کند تا در آغوشت بگیرد .

حتی صدایت می کند ( و سارعوا الی مغفرةمن ربکم...) خدایی که می شود دورش چرخید و مثل چوپان داستان موسی و شبان به او گفت : الهی دورت بگردم ...

 

حالا فکر کن خدا روی زمین خانه دارد .

خدا روی زمین خانه دارد و خانه اش از جنس دیوار نیست . از جنس فضای باز است . بیت عتیق. سرزمین ازادی تجربه ی یک نوع رهایی که هیچ وقت نداشته ای . حتی رهایی از خودت.

خدا روی زمین خانه دارد . یک خانه ی ساده مکعبی با هندسه ای ساده و عجیب . می شود سر گذاشت روی شانه های سنگی ان خانه و گریست . حس کرد که صاحب خانه نزدیک است . می شود پرده ی خانه را گرفت ، جوری که انگار دامنش را گرفته ای . خانه بی رنگی ، خانه آزاد ، خانه نزدیک ، بیت الله ...

حتی حسرتش هم شیرین است .

 

خدایا دوستت دارم

 

 

 

|+| نوشته شده توسط يه منتظرمثل تو در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 | موضوع:
بالا